
آیت الله خامنه ای با ریش تراشیده شده در زندان ساواک ستمشاهی

ای نور خدا امام هادی
وی مکتب عشق را منادی
ای در کف تو لوای قرآن
وی مجری آیه های قرآن
در اوج طلوع روشنائی
آیینه ی پاک حق نمائی
حمایت از تولید ملی در سیره علما و مفاخر ایران
تقی سالک اکمل
مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی)سال 1391 را سال تولید ملی ؛ حمایت از کار و سرمایه ایرانی نامگذاری کردند . ایشان در پیام نوروزی خود تصریح کردند: اگر به توفيق الهى و با اراده و عزم راسخِ ملت و با تلاش مسئولان، ما بتوانيم مسئلهى توليد داخلى را، آنچنان كه شايستهى آن است، رونق ببخشيم و پيش ببريم، بدون ترديد بخش عمدهاى از تلاشهاى دشمن ناكام خواهد ماند.
ایشان همچنین در جمع زوار بارگاه رضوی (ع) با بیان اینکه برخی تولیدات داخلی به خاطر فرهنگ غلط با مارک خارجی به فروش می رسد اما این مسئله به ضرر کشور است فرمودند: مردم عزیز با همت و اراده خود، این فرهنگ غلط را اصلاح کنند که این خود، نوعی جهاد اقتصادی است..
حمایت از تولید ملی و مصرف کالاهای داخلی ،یکی از اساسی ترین روش های مقابله با نفوذ و استعمار دشمنان و تحریم های اقتصادی است که موجب تقویت و شکوفایی اقتصاد ملی نیز می گردد .
علما و مفاخر ایران به ویژه در دوران معاصر ، با پی بردن به فعالیتهای استعماری دشمنان اسلام در زمینه اقتصادی ، اقدامات ارزشمندی را نسبت به تقویت اقتصاد داخلی و حمایت از تولید ملی و تحریم کالاهای خارجی انجام دادند وراه را بر روی نفوذ بیگانگان بستند که نمونه های فراوانی از این موارد در تاریخ ذکر شده است .
درباره کریم خان زند نقل شده است که با وجود اهدای ظروف چینی از سوی نمایندگان انگلستان به او، کریم خان از همان ظروف مسی ساخت داخل کشور برای خوردن غذا استفاده میکرد.
روزی یکی از بازرگانان به او گفت لایق خان این گونه ظروف چینی است، نه ظروف مسی.
کریمخان زند با شنیدن این حرف بشقاب چینی را بر زمین زد و بشقاب تکه تکه شد. آنگاه بشقاب مس کاشان را خواست و بر زمین زد. بشقاب سالم ماند و کریمخان گفت: سلاح مردم ایران این است و باید با همین ظروف مسی آشنا و به ساختههای کشور خود خرسند باشند تا تهیدست و درویش نشوند.

میرزا تقی خان امیر کبیر صدر اعظم شهید ایران در دوره قاجار را باید از پیشگامان حمایت از تولیدات داخلی و کالاهای ایرانی دانست .
امیر معتقد بود که ایران نباید بازار فروش کالاهای خارجی باشد.بلکه باید اساس اقتصادمملکت را بر تهیه این کالاها در داخل کشور مبتنی نمود . این کار احتیاج به سرمایه و کارگر فنی و مدیریت اصولی داشت و این هر سه عامل در ایران آن روز تا حدی موجود بود.اما مانع اساسی چنین تحولی یعنی جانشین ساختن تدریجی صنایع دستی متوسط با صنایع ماشینی.ضدیت صریح استعمار خارجی بود که امیرکبیر این عامل عمده را نیز خلع سلاح کرد .
میرزا تقی خان به منظور بسط صنایع.سرمایه کافی در اختیار اهل فن گذاشت و کارخانجات شکرریزی در ساری و ریسمان ریسی و چلوار بافی در تهران و حریر بافی در کاشان و سماور سازی و کالسکه سازی در اصفهان و تهران تاسیس کرد .

وی با تشویق استادان در ایجاد مسنوجات و مصنوعات جدید و انجام اختراعات در این زمینه ها در اصفهان و کاشان اقدام به تاسیس کارخانه ها ماهوت سازی و دادن دستورات لازم در این خصوص به نماینده ایران در اتریش و صدور امریه ای مبنی بر ایجاد نمایشگاهی از محصولات صنعتی ایران در تهران کرد که همه اینها علامت درک صحیح امیر کبیر از قوانین درونی اقتصاد سرمایه داری که در جهت نابود ساختن صنایع یدی عمل میکرد، است . او عده زیادی از خبرگان و استادکاران را برای آشنایی با فنون و صنایع جدید به مسکو و پطرزبورگ فرستاد. اینها پس از بازگشت به ایران کاغذ گرخانه اصفهان.بلور سازی تهران و کارگاه های چدن ریزی و نساجی را در ساری بوجود آوردند .
از سوی دیگر در پرتو حمایت و هدایت امیر.رشته هایی از صنایع دستی که قابلیت توسعه را داشتند چه از نظر کمیت و چه از نظر کیفیت و مرغوبیت در راه تحولات اساسی افتادند.چنانکه شال های کرمانی معروف به شال امیری به چنان نفاستی از بافت و از لحاظ جنس رسید که از شال های کشمیری پیش افتاد و شال جوغان پشمین مازندران که به دستور امیر بجای ماهوت خارجی به لباس سربازان اختصاص یافت تولید وسیع و با ارزشی پیدا نمود .
امیر با توسعه و نفوذ سرمایه گذاری خارجی مخالف بود.زیرا او نیک می دانست که با سرمایه گذاری خارجی و اصولا نفوذ سرمایه خارجی به هر نحو در اقتصاد مملکت به منزله تملک تدریجی منافع اقتصادی و بازارهای تجارت داخلی است و سرانجام موجب اسارت و استعمار خواهد گردید.چنانکه بعدها همانطور هم شد . این ادراک صحیح از فرمانی استنباط می گردد که این مرد دانا و توانا در مورد استخراج معادن ایران صادر کرد و خارجیان را از مداخله در این مورد ممنوع نمود .
اما افسوس که دشمنان ،اجازه ندادند این فرزند لایق ایران زمین به اصلاحات خود و قطع دست بیگانگان از این خاک پاک ادامه دهد و در نهایت او را مظلومانه در حمام فین کاشان به شهادت رساندند .
در آغاز استقرار مشروطیت انگلستان و روسیه درصدد برآمدند از ضعفِ اقتصادى دولت بهره برند و با دادن کمکهاى مالى پایه هاى نفوذ خود را محکم تر کنند; از این روى توسط ایادى خود در مجلس و دولت انتشار دادند: چون کار دولت پریشان و نیاز به چهار کرور پول دارد و در صورت نرسیدن فورى دو کرور آن تمام ادارات دولتى از کار خواهند افتاد دو دولت انگلیس و روس پذیرفته اند که به دولت ایران وام بدهند امّا با این شرایط که پول با نظارت آنان مصرف شود و گمرگ شمال و جنوب و پستخانه و تلگرافخانه به ضمانت در نزد آن دو دولت باشد.
این پیشنهاد که مقدمه وابستگى به بیگانگان بود و دست اندازى به اقتصاد ایران به شمار مى آمد با مخالفت شدید علماء روبه رو شد.
از جمله علماى عراق به آیت الله شیخ محمد باقر بهاری همدانی مجتهد همدان ماموریت دادند به تمام سفارتخانه ها اعلام دارد که دولتهاى بیگانه حق استقراض به شاه را ندارند و مسؤولیت این کار بر عهده خود آنان خواهد بود.
علماى ایران پیشنهاد کردند که براى رفع نیازمندیهاى دولت از مردم استمداد شود و بانک ملى تشکیل گردد. مردم تشویق شوند تا سرمایه هاى خود را به بانک تحویل داده و سهام دریافت بدارند.
علما و طلاب در این حرکت ملى جلودار شدند تا جایى که:طلاب براى مقابله با استقراض خارجى کتابهاى خود را فروختند.
پس از قرار داد ننگین 1907 که ایران را به دو منطقه تحت نفوذ انگلیس و روسیه تقسیم می کرد ،یکی از راه هایی که علما برای مقابله با نفوذ و دخالت بیگانگان به کار بردند، حمایت از تولید ملی و تحریم کالاهای خارجی بود .
در اصفهان آیت الله آقا نجفى اصفهانی با سخنان آگاهى بخش مردم را به خطرهاى این قرارداد ذلت بار هشدار داد و مبارزه اى منفى علیه بریتانیا آغاز کرد.

او به مردم سفارش کرد: کالاهاى انگلیسى را نخرند و به جاى آن از تولیدهاى داخلى استفاده کنند. راهى که با موفقیت در زمان میرزاى شیرازى(ره) در مبارزه با کمپانى رژى و تحریم تنباکو تجربه شده بود.
در گزارش سفیر بریتانیا آمده است:آقا نجفى روزى در مسجد شرح مفصلى از فوائد متروک داشتن اقمشه اروپایى بیان نمود و مى گفت: او و سایر علما از این به بعد به ترک منسوجات فرنگى خواهند کوشید.
علماى شیراز نیز در اعتراض به این کار خرید و فروش کالاهاى اروپایى را حرام اعلام کردند.
یکی دیگر از ابعاد مبازه علما با نفوذ اقتصادی و استعماری بیگانگان ، تاسیس شرکت اسلامیه برای تولید کالاهاى داخلى به منظور بى نیازى از مصرف کالاهاى خارجى بود.
شرکت اسلامیه شرکتی سهامی عام و یکی از نخستین و مهمترین کارخانههایی بودکه در دوران قاجار با هدف تأمین منسوجات مورد نیاز مردم ایران و مقابله با وابستگی به خارج، با تلاش و حمایت اغلب بازرگانان و علمای اصفهان،کاشان و شیراز به ویژه آیت الله آقانجفی و آقا نورالله نجفی اصفهانی در فروردین ۱۲۷۸ شمسی تأسیس شد.
شرکت اسلامیه به سرعت با استقبال گسترده مردم در خرید سهام و همچنبن محصولات خود مواجه شد و به تدریج شعبههایی در بسیاری شهرها و همینطور در خارج از ایران ایجاد کرد. این شرکت اولین تلاش در صنعت مدرن در ایران خصوصا در زمینه نساجی بود ولی به فعالیت صرافی نیز اشتغال داشت و یکی از زمینههای تاسیس بانک و بانکداری و سهام در ایران به شمار میرود.
علما که خود در راه اندازی و تدوین اساسنامه آن حضور داشتند در ادامه به تلاش جدی برای تحریم کالاهای ساخت خارج و استفاده از کالاهای ایرانی پرداختند.
سید جمال الدین واعظ اصفهانی از خطبای دوره مشروطه ، کتابی به نام "لباس التقوی " در دفاع از راه اندازی این شرکت نوشت و علمایی همچون آیت الله سید کاظم یزدی صاحب عروه ، آیت الله العظمی سید اسماعیل صدر عاملی، آیت الله شربیانی ، میرزا محمد حسن مامقانی و ملا فتح الله اصفهانی بر آن مهر تایید زدند.
آخوند خراسانی (ره) در 1315 ق به دعوت تني چند از علماي ايران، همراه با گروهي ديگر از مراجع تقليد فتواهايي در تحريم كالاهاي خارجي و حمايت از كالاهاي داخلي و به منظور رفع نياز كشور به بيگانگان صادر نمود و در تأييد «شركت اسلاميه» ، علاوه بر خريد منسوجات آن، بر كتاب لباس التقوي، واعظ هم تقريظي نوشت: «بر مسلمان لازم است كه لباس ذلت [توليد خارج] را از تن بيرون كنند و لباس عزت [ساخت داخل] را بپوشند.» همچنين در نامهاي به مظفرالدين شاه، او را به حمايت از اين شركت تحريض نمود.
یکی دیگر از موارد تلاشهای علما و مفاخر ایران زمین برای تقویت تولیدات داخلی و نفی استفاده از اجناس خارجی ، عهدنامه سیزده تن از علمای اصفهان است که در بخشهایی از آن آمده است :
این خدام شریعت مطهره با همراهی جناب رکن الملک،متعهد و ملتزم شرعی شده ایم که:
اولا- قبالجات و احکام شرعیه از شنبه به بعد روی کاغذ ایرانی بدون آهار نوشته شود.اگر بر کاغذ های دیگر بنویسند،مهر ننموده و اعتراف نمی نویسیم.
ثانیا-کفن اموات اگر غیر از کرباس و پارچه اردستانی یا دیگر پارچه های غیر ایرانی باشد،متعهد شده ایم بر آن میت،ما نماز نخوانیم.
ثالثا-حرام نمی دانیم لباس های غیر ایرانی را،اما ما ملتزم شده ایم حتی المقدور بعداز این تاریخ لباس خود را از منسوج ایرانی بنماییم.
به دنبال این قرار داد،علمای دیگر هم با صدور اعلامیه به آن پیوستند و این به گونه ای بود که دولت انگلستان را به عکس العمل واداشت و چارلز مارلینگ،کاردار سفارت انگلیس به میرزا حسن خان مشیرالدوله(وزیر امور خارجه ایران) در نامه ای نوشت:
جناب مستطاب... از اصفهان به دوستدار اطلاع رسیده که در کار ترتیبی هستند که نگذارند استعداد اروپایی!!! به فروش برسد و به خریداران ایرانی که اهمیت دارند،اعلام کرده اند که به کلی ترک معامله نموده و به مهلت چهار ماهه محاسبات خود را با تجارت خانه های اروپایی قطع کنند.... چون مبلغ زیادی سرمایه ی انگلیسی در این کار است،اگر این کار غیر صحیح را بگذارند امتداد پیدا کند،به سرمایه مزبور خطر فاحش وارد خواهد آمد.از جناب مستطاب عالی خواهشمندم مقرر احکام لازمه به کارگزاران اصفهان صادر شود که از اقدامات فتنه انگیز این اشخاص فورا دارند!
آیت الله العظمی آخوند ملاحیسنقلی همدانی (ره)یکی از بزرگترین عارفان عصر حاضر است که دهها نفر از خرمن علم و معرفت ایشان خوشه برچیده و خود به یکی از بزرگان عرفان اسلامی تبدیل شده اند. گرچه آن بزرگوار در زمینه عرفانی شناخته شده اند اما در زمینه سیاسی نیز صاحب نظر و عمل بوده اند که متاسفانه بدانها پرداخته نشده است .
آیت الله سید عبدالحسین لاری که خود نیز از علمای مبارز معاصر است ، روش و منش استادش آخوندهمدانی را چنین نقل می کند:
(او از کلیّه مجلوبات از بلاد کفره اجتناب می فرمود و قند و چای و دخانیات را استعمال نمی کرد. آن عارف سالک مکرّر می فرموده که من راضی نیستم کسی به حوزه درس من حاضر شود مگر آن که متّقی باشد یا مجاهد و بر اثر این اعلام تهدیدآمیز بعضی از آقایان حضور در مجلس درس وی را ترک کردند.
حضرت امام خمینی(ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی درباره شهید آیت الله سید حسن مدرس می فرمایند : در آن وقت لباس کرباس ایشان زبانزد بود؛ کرباسی که باید از خود ایران باشد می پوشید.

فرزند مرجع بزرگ جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی (ره) نقل می کند:یکی از خصوصیات عملی آیت الله مرعشینجفی این بوده که معظمله هیچ وقت از لباسهای خارجی استفاده نکرده و این روش را مبارزه با استکبار میدانست و حتی موقعی که خیاط میخواست از دکمه خارجی برای لباس وی، استفاده کند، آقا اجازه نداد و از قیطان به جای دکمه در لباسش استفاده میکرد.
همین نوشته در :
نمونه یک آگهی جالب در روزنامه اطلاعات سال ۱۳۰۵

یک نفرجوان باسوادباداشتن شرایط لازمه وبااطلاع ازامورفلاحت برای سرپرستی یکی ازدهات دوردست ونزدیک حاضراست.آقایان ملاکین که طالب هستندپاچناربه میرزااحمدتریاک فروش مراجعه فرمایند.
سيد جمال الدين اسدآبادي، بيدارگر شرق
بدون شرح !

سیاستمداران همجنسگرای جهان
پدیده مذموم و زشت همجنسگرایی و همجنس بازی در حالی که در تمامی ادیان الهی و ابراهیمی و حتی ادیانی مانند هندو و بودا نفی گردیده و زشت دانسته شده است ، اما در جهان آلوده غرب در حال رسمیت یافتن است .
همین چندروز قبل بود که اوباما رئیس جمهوری آمریکا قانونی را امضا کرد که براساس آن استخدام همجنسگرایان در ارتش قانونی می شود . ثبت رسمی ازدواج همجنسگراها نیز در چندین کشور جهان به تصویب رسیده و هر روز شاهد اقدامات وقیحانه دیگری از این قبیل در جهان غرب به بهانه آزادی و حقوق بشر هستیم . واقعا به کجا می رویم ؟ گاهی اوقات اخباری به گوش مان می رسد که جز بهت وحیرت نمی توانیم واکنشی نشان دهیم . این پدیده حتی دامن بسیاری از چهره های سرشناس سیاسی ، هنری ،ورزشی و علمی و… دنیا را آلوده کرده است .
همجنسگرایی خطری است که اگر به موقع درباره آن اطلاع رسانی نشود ، زیانهای فراوانی در پی خواهد داشت .در مجموعه گزارشهایی که به این منظور تهیه کرده ام ،به معرفی برخی از چهره های مطرح همجنسگرا در جهان می پردازم . در بخش اول چند تن سیاستمداران کثیفی که در دنیا به این کار زشت و بی شرمانه دچارند و حتی به آن افتخار می کنند !!! را معرفی میکنم تا گوشه ای از فسادی که سراسر غرب را فراگرفته ، روشن شود . پیشاپیش از محضر همه خوانندگان متعهد و مسلمان و ارزشگرا و دوستان عزیزم عذرخواهی میکنم .
رایس
وزیر خارجه سابق آمریکا
همزمان با برگزاری کنفرانس برای پیشبرد صلح خاورمیانه در سال ۱۳۸۶که یکی از مهمترین مقاطع کاری کاندولیزا رایس (وزیرخارجه آمریکا در زمان بوش)بود، نشریه «نشنال اینکوایرر» در مطلبی با عنوان :«چه کسی همجنس باز است و چه کسی نیست» از شایعاتی که این روزها درباره همجنس بازبودن رایس در شهر واشنگتن پیچیده است، خبرداد و چاپ آن هم در میان مقامات آمریکایی طوفانی بپا کرد ا جمهوریخواهان عموماً نظرات محافظه کارانه ای دارند و مخالف همجنس بازی تلقی می شوند.
به نوشته این نشریه اینکه رایس همجنس باز است، سری است که در میان بسیاری از سیاستمداران آمریکایی فاش شده است. گفته شده زمانی که رایس در دانشگاه استانفورد در ایالت کالیفرنیا کار می کرده است، همجنس بازی وی برملا شد و خیلی ها در آن دانشگاه می دانستند که او و هنرپیشه زنی به نام «رندی بین» در خانه ای که مالکیتش اشتراکی بود، با هم زندگی می کردند. وی تاکنون و با وجود اینکه در دهه پنجم زندگی حود قرار دارد ، ازدواج نکرده است و همین مساله بر شایعات مطرح شده درباره رایس بیشتر دامن می زند .
گیدو وستروله
وزیر خارجه آلمان
گیدو وستروله” وزیر خارجه اآلمان کتر از سه ماه پیش مراسم ازدواج خود را با “مایکل مرونز” شریک تجاری خود به صورت رسمی برگزار کرد.وستروله پیش از این در سال ۲۰۰۴ هم جنس باز بودن خود را به صورت رسمی اعلام کرده بود و گفته بود که این مسأله مشکلی برای وی به وجود نخواهد آورد.
آنگلا مرکل صدراعظم آلمان جزو نخستین کسانی بود که دیروز پیوند گیدو وستروله، وزیر امور خارجه آلمان را با شریک همجنس بازش به وی تبریک گفت.
مرکل با خشنودی بسیار از ازدواج وستروله با مایکل مرونز برای آنان آرزوی خوشبختی کرد. !!
در همین حال شهردار برلین که تمایلات همجنس بازی دارد، نیز ازدواج وستروله با مرونز را به آنان تبریک گفته بود.
وستروله ۴۸ ساله، در سال دو هزار و سه در حاشیه مسابقه اسب سواری در شهر آخن با مرونز چهل و سه ساله آشنا شد و از آن سال تاکنون با یکدیگر زندگی می کردند که رسما ازداوج خود را به ثبت رساندند.
ویلیام هیگ
وزیر خارجه انگلیس
پس از انتشار خبر رسمی ازدواج وزیرخارجه آلمان با همجنسش ،روزنامههای تایمز، گاردین، دیلی تلگراف و خبرگزاری اسکای نیوز، ویلیام هیگ وزیر خارجه انگلستان را به داشتن روابط خاص با “کریستوفر مایر” دستیار مخصوصش متهم کردهاند.
اما کلکسیون افتضاح زمانی برای وزیر خارجه انگلیس تکمیل شد که در جلسه مصاحبه مطبوعاتی مشترک که او به همراه همتای آلمانی خود در انگلستان برگزار کرد، کلیه سؤالات خبرنگاران به این موضوع و راوابط خاص “ویلیام هیگ” با دستیار مخصوصش مرتبط بود، به نحوی که تمامی روابط دولت انگلستان در مورد امور خاورمیانه و همچنین ارتباطات این کشور در حوزه اتحادیه اروپایی را به خود معطوف کرد.
، کریستوفر مایر در زمان انتخابات عمومی انگلستان در ماه مارس سال میلادی جاری به مدت ۱۵ روز در یک اتاق دو نفره با هیگ زندیگ کرد و پس از انتخابات و برنده شدن حزب محافظه کار در این انتخابات، آنان به روابط ویژه خود ادامه دادند که این موضوع از دید رسانه های منتقد رها نشد.
کریستفور مایر دستیار هیگ که ۲۵ ساله است، هیچگونه سوابق سیاسی در پرونده خود ندارد که به عنوان دستیار مخصوص وزیر خارجه انگلستان معرفی شد. البته “ویلیام هیگ” تا کنون تمامی موارد همجنسگرایی را در مورد ارتباطش با مایر رد کرده است ولی مایر اظهارنظری درین باره نکرده است .
یوهانا سیگورداردوتیر
نخست وزیر ایسلند
نمایندگان پارلمان ایسلند در ۱۲ ژوئن امسال قانون به رسمیت شناختن ازدواج همجنسها را به اتفاق آرا به تصویب رساند. این مصوبه از روز ۲۷ ژوئن قوه قانونی یافته و اجرایی شد.در نخستین روز اجرایی شدن قانون ازدواج همجنسگرایان در ایسلند، یوهانا سیگوردار دوُتیر، نخست وزیر این کشور، با دوست دیرینه اش یونینا لئوسدوتر، رسماً ازدواج کرد.
رئیس دولت ایسلند و نامزدش تا به حال صرفا به عنوان شریک زندگی یکدیگر ثبت شده بودند، که این زندگی مشترک اکنون با عقد قانونی به ازدواج تبدیل شده است. او عضو حزب سوسیال دموکرات ایسلند و اولین نخستوزیر زن تاریخ این کشور است که از اول فوریه سال جاری میلادی قدرت را به دست گرفته است . یوهانا سیگوردار دوُتیر ۵۸ساله ،اولین رئیس دولتی در طول تاریخ نوین است که همجنسگراست و علنا آن را اعلام نموده است . شریک زندگی کنونی وی یونینا لئوسدوتیر یک زن روزنامهنگار و نمایش نامه نویس است.
نيگل اوانز
معاون رئيس مجلس عوام انگليس

روزنامه ديليتلگراف انگليس،چندی پیش نوشت : "نيگل اوانز " معاون رئيس مجلس عوام انگليس تصميم گرفته است در يك مصاحبه روزنامهاي به طور رسمي اعلام كند يك همجنسباز است و شك و شبههها در اين زمينه را برطرف كند!!.
بر اساس اين گزارش، تمايلات جنسي "ريبل ولي " يكي ديگر از نمايندگان مجلس عوام انگلس براي مدتهاي طولاني موضوع بحث و گفتوگوها در "وستمينستر " بود و اين در حالي بود كه وي در سال 1998 عليه كاهش سن رسمي همجنسبازي به 18 سال راي داده بود.
ديليتلگراف نوشت: پس از آن موضوع اعلام همجنسبازي "كريسپين بلانت " نماينده محافظهكار مطرح شد كه همسرش را پس از 20 سال براي كنار آمدن با مسئله همجنس بازي خود در ماه آگوست ترك كرد.
اين روزنامه انگليسي ميافزايد: آقاي اوانز هيچ گاه ازدواج نكرده است و همدم طولاني مدتي نداشته است.
"مايكل رنسون " نماينده انتخاباتي اوانز نيز تاييد كرد كه وي در نظر دارد تا همجنسباز بودن خود را در يك مصاحبه مطبوعاتي آشكار كند.
ديليتلگراف در پايان نوشت: علاوه بر اوانز 12 نماينده محافظه كار ديگر نيز تا كنون به طور آشكارا همجنس باز بودن خود را اعلام كردهاند.!!!
برتران دولانوئه
شهردار پاریس
شهردار پاریس در سال 1998 رسما در مصاحبه ای تلویزیونی بر هم جنس باز بودن خود اعتراف می کند و پاریس را به مکان LGBT (لقب ویژه همجنس بازان زن و مرد) مبدل می کند.با توجه به وصف حال جناب شهر دار پاریس،حمایت های وی از این افراد جای تعجب ندارد!!
شهردار پاریس، در سال 2002 توسط یک اسلام گرای مهاجر فرانسوی به نام عزالدین برکان، ترور شد ولی جان سالم بدر برد . ضارب که از مهاجران مسلمان بود در گفتگو با لوموند دلیل این کار را بیزاری از حزب سوسیال دموکرات و همجنس بازان عنوان داشته بود.
برتران دولانوئه اخیرا با انتشار اطلاعیه ای ضمن پشتیبانی از اقدامات ضدملی شیرین عبادی ، از شش زن همکار و وکیل مدافع وی و نسرین ستوده به علت اقدامات ضدانقلابی شان دفاع نمود.
کلاس وورایت
شهردار برلین
این سیاستمدار آلمانی در سال 2001 حاکم ایالت برلین شد.او همچنین در نوامبر 2009 نائب رئیس ملی حزب SPD شده بود.بزرگترین شهرت وورایت در سال 2001 بدست آمد.زمانی که او برای نامزدی جهت کاندیدا شدن بدون رای اعتماد در برابر ابرهارد دیکگن قرار گرفت.
پس از آن او در رسانه ها ظهوری استثنایی داشت و هنوز آینده انتخاباتی اش نامعلوم و بادبانی در باد بود.
وی به صراحت اعلام کرد :”من همجنسگرا هستم و این چیز خوبی است!” این سخنان اوج قساد غیرانسانی و ضداخلاقی غربیان را نشان می دهد .این سیاستمدار کثیف در مسابقات جام جهانی ۲۰۰۶ با زوج همجنس خود ( یورگن کوبیکی – جراح اعصاب ) با پرچم آلمان در جایگاه مینشست و مسابقات را تماشا میکرد.
او اولین سیاستمدار آلمانی بود که بر مساله همجنسگرایی اش- درواقع انحراف اخلاقی و عمل زشتش- بطور آشکار ایستادگی کرد.
اوله فون بويست
شهردار هامبورگ
اوله فون بويست ۵۵ساله شهردار هامبورگ و يكي از متحدان نزديك صدراعظم آلمان و از رهبران منطقهاي حزب حاكم «دموكرات مسيحي» که تیر ماه سال جاری از سمتش کناره گیری کرد نیز همجنسباز است !! ( دی ماه ۸۹)
عکس کمتر دیده شده از احمدی نژاد در جوانی

۹ دی ، حسین (ع) تنها نماند ...

وقتی به یاد اتفاقات و شرارتهایی که در عاشورای سال88 در تهران می افتم ، بی نهایت دلگیر و غمگین می شوم.
حرمت شکنی روز عاشورا توسط گروهی از فریب خوردگان وبی دینان ، اقدامی نبود که بتوان به راحتی از آن گذشت . اگر بیش از این بارها علیه نظام شعار داده شد ، به رهبری معظم انقلاب توهین شد و حتی به امام خمینی هم رحم نکردند ، اما هتک حرمت عزای حسینی قابل گذشت نبود و آغازی بود بر یک بیراهه و جنگ تمام عیار . جنگی علیه اعتقادات یک ملت .
این بار اصول اعتقادی مردم و ارزشهای دینی را نشانه گرفته بودند .مردم ایران همیشه پاسدار حرمت ماه محرم و سیدالشهدا علیه السلام بوده اند و حتی زمانی که رضاخان برگزاری مجالس عزای سالار شهیدان را منع و قدغن کرد ،ملت مخفیانه عزاداری خود را انجام می داد .ایرانیان فارغ از هر حکومتی چه رژیم منحوس پهلوی و چه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی سوگواری حسین بن علی علیه السلام را به پا داشته و حتی اراذل و اوباش و اقلیت های مذهبی هم احترام این ایام را حفظ می کنند .
اما توهین به شعایر حسینی و ولایت فقیه ان هم از جانب طرفداران عده ای که خود را مسلمان و انقلابی و شاگردان امام می نامیدند ، چیزی قابل گذشت نبود . اما مردم صبرشان لبریز شده و خشم مقدسشان را بر سر فتنه گران و یزیدیان زمان فرو آوردند . این بار حسین (ع) تنها نماند ، چون ایرانیان کوفی نیستند . به فرموده خمینی کبیر " ملت ایران و تودة میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسولالله ـ صلیالله علیه و آله ـ و كوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی ـ صلوات الله و سلامه علیهما ـ میباشند "
به یاد دارم که چند نفر از اهالی محل ما که حتی دو تن از آنها مواضع انتقادی داشتند ، وقتی خبر جسارت به ساحت حسینی و رهبری انقلاب را شنیدند ، 9دی ۱۳۸۸به صورت گروهی و خودجوش با پرچم یاحسین به میدان انقلاب رفتند و حتی یکیشان در میان خیل عظیم جمعیت گم شده بود !
9دی روز مرگ فتنه و روز بیمه انقلاب اسلامی و روز سربلندی ملت ایران است . ملتی که از همه چیزش می گذرد اما از اعتقاد و ایمانش نه !
ماجرای ملاقات حضرت امام خمینی (ره) و شاه
آیت الله مسعودی خمینی :بد نیست در اینجا به ذکر خاطره ای که از زبان آقای پسندیده شنیده ام، بپردازم. ایشان یک بار فرمود: زمانی، بهائیان در ابرقو مسائلی را به وجود آورده بودند و در خلال آن تنی چند از این جماعت کشته شدند. رژیم پهلوی، عده ای را به عنوان قاتل و مؤثر در این واقعه دستگیر کرد و حتی صحبت بود که قرار است آنان اعدام شوند. آقای بروجردی وارد عمل شدند تا از اعدام این افراد ممانعت کنند. ظاهرا به حضرت امام گفته بودند:"شما از طرف من نزد شاه بروید و از قول من بگویید که قاتلین بهائیان ابرقو باید آزاد شوند." امام هم پذیرفتند که این مأموریت را انجام دهند.
در آن ایام در قم کمتر کسی ماشین سواری داشت. و یکی از افرادی که دارای وسیله نقلیه بود، "مصباح التولیه" بود. من او را به خاطر دارم که در این اواخر، سوار یک ماشین بنز سفید رنگ می شد. به هر حال با مصباح التولیه تماس می گیرند که او ماشینش را در اختیار قرار دهد. دفتر آقای بروجردی هم با دربار شاه هماهنگی های لازم را به عمل می آورند که امام (ره) به نزد شاه بروند.

به خاطر داشته باشید که دربار و دستگاه سلطنت در آن روز به گونه ای بود که هر فرد مراجعه کننده، بایستی حتما دارای ماشین مشکی باشد! و وقتی به دربار می رود، یک سرنشین بیشتر نداشته باشد و باید در ورودی اول کاخ از ماشین خودش پیاده شود و با ماشین مخصوص آنجا بقیه راه را تا مقابل اتاق انتظار طی کند و مدتها در آنجا منتظر بماند تا موعد ملاقات فرا برسد. بعد از آن کلاهش را بردارد و باقی تشریفات معمول را بجا آورد. لباس و کفشش باید واجد فلان خصوصیات باشد و وقتی وارد اتاق شاه شد، بایستد تا به او اجازه نشستن دهند. حتی وضعیت به گونه ای بود که قبل از ملاقات مجموعه این آداب را به فرد تعلیم می دادند!
وقتی امام با ماشین تولیت، به تهران رفتند، دم در کاخ، به نگهبان گفته بودند:"بگویید روح الله از طرف آیت الله العظمی بروجردی آمده است!" به ایشان می گویند:"آقاجان! باید ماشین شما عوض شود! باید رنگش مشکی باشد!" امام می فرماید:"نه! من داعی ندارم که ماشین را عوض کنم. اگر نمی شود که بر می گردم!" نگهبان به داخل می رود و ظاهرا اطلاع می دهد که نماینده ای از طرف آقای بروجردی آمده است. قبول می کنند که امام با همان ماشین غیر استاندارد! وارد شود. وقتی امام وارد اتاق انتظار می شود، منتظر نمی ماند و بی مقدمه وارد اتاق شاه می شود. به ایشان می گویند باید کلاهتان را بردارید. امام ترتیب اثر نمی دهد. حضرت امام، بدون برداشت عمامه و سرزده به اتاق شاه می روند و بر روی صندلی مخصوص شاه در پشت میز می نشیند! هنوز شاه وارد اتاق نشده است وقتی محمدرضا وارد می شود، در کمال تعجب می بیند که تنها صندلی موجود در اتاق اشغال شده است. این است که دستور می دهد صندلی دیگری بیاورند. صندلی می آورند و شاه می نشیند و امام هم مختصر احترامی که از بعد اخلاقی لازم دانسته انجام می دهد و بعد از آن بی درنگ وارد اصل موضوع می شود و می گوید حضرت آیت الله العظمی بروجردی فرمودند قاتلین بهائیان ابرقو باید آزاد شوند. دقت کنید که به کار بردن تعبیر"فرمودند" در حضور شاه و استعمال آن برای غیر او جرأت زیادی می طلبید و امام از این جهت طعنه بزرگی به شاه زدند.
در فاصله ای که امام با شاه ملاقات داشته، برای امام یک استکان چای می آورند که امام بدان لب نمی زند. شاه در پاسخ می گوید از قول من به ایشان سلام برسانید و بگویید: شاه مشروطه که کاری از دستش بر نمی آید. امام مجددا تکرار می کند: "قاتلین بهائیان ابرقو باید آزاد شوند!" بعد از جا برمی خیزد و بدون خداحافظی از اتاق خارج می شود و به قم مراجعت می نماید. بعضی از روزنامه ها به درج خبر ملاقات امام و شاه مبادرت می کنند و حتی این نکته را هم افزودند که شاه بلافاصله، دستور آزادی قاتلان را صادر می کند.
آنگونه که نقل می کنند، زمانی که انقلاب اسلامی ایران شروع شد، شاه در مورد سکّاندار حرکت انقلاب گفته بود: "این همان روح اللهی است که از طرف آقای بروجردی یک بار نزد من آمد." ظاهرا آن خاطره را به یاد آورده بود.
خاطرات آیت الله مسعودی خمینی ،چاپ مركز اسناد انقلاب اسلامي،ص227.